اولین پیام و دیالوگ مابین کسبوکار شما و مشتریان (نمای تالار پذیرایی) هست. اولین فریم و اولین ذهنیتی که در مخاطب ساخته میشود و برای همیشه تغییرناپذیر باقی میماند. این موضوع مثل اهمیت (گلدن تایم) یعنی چند ثانیه برای بقا یا مرگ مصدوم در عملیات نجات و امداد میماند.

Design by H. Mahmoodi
در واقع مخاطب و مشتری را در اولین مواجهه یا جذب میکنید یا برای همیشه پارادایم (ذهنیت) او شما{کسب وکار شما} را بلاک میکند، تمام.
هرچند بنابر قانون الگوی تخصیص منابع، تمامی فضاها و اسکوپها مهم هستند، اما "نما" (حجم، فرم، فیگور) پتانسیل بیشتری برای (شخصیتپردازی) و القای پیام یا حسی مشخص و معین دارد.
همانطور که در مطالب دیگر هم اشاره کردیم، یکی از استراتژیهای گروه تالارساز در ایجاد تمایز و مزیت رقابتی در پروژهها این است که روش نگاه به ایده پردازی معماری (اثر و دراینجا تالار پذیرایی) را به یک کاراکتر تبدیل میکنیم.
حالا سناریو را بسط و گسترش میدهیم(در راستای همان استراتژی):
سناریوی ایدهپردازی برای پروژه تالار: تبدیل کردن موضوع به یک کاراکتر .

Design by H. Mahmoodi

این کاراکتر چند ساله است؟ جنسیتش چیست؟ لحن صحبتش با سایرین چگونه است؟ چطور لباسی را ترجیح میدهد؟ قاطع،رسمی و صریح است یا ملایم، مهرورز و دوستانه؟ آشنا به نظر میرسد یا غریبه؟ مدرن و به روز است یا معمولی و تکراری؟ شوخ طبع است و لبخندی بر لب دارد یا اغواگر است و جاذبه خیره کننده ایجاد میکند؟
حالا اگر این کاراکتر کلیشه ای و معمولی یا حتی فراتر از آن ضمخت و بد اخلاق باشد، معماری پروژه "شبه بروتالیسم"، سخت و صُلب، یکنواخت و کاملا اقلیدسی خواهد بود. از طرفی کاراکتر مهرورز یا کاراکتر آدم خوش خلق و بگو بخند و باحال باشد، در ترجمان معماری به فرمهای شناور و رقص گون و ریتمیک ترجمه میشود.


برای مثال، ما به ازای "مسکن مهر" در این مِتُد قبل از ساخت کاراکتری ( افسرده و کسل کننده و منزوی) خواهد بود که تبدیل به مکعبهای بزرگ و بدشکل و بیروح میشود تا جایی که روح و روان ساکنین عمده مناطق مسکن مهر هم آسیب جدی میبیند و آماری وحشتناک و مستدل از این اثربخشی وجود دارد.
بگذریم، معماری از یک کاراکتر اصیل و فرهیخته و دانشورز یک کانسپت دارد و کاراکتر اغواگر و جاذب و چشمگیر کانسپت و معماری میخکوب کننده.


Design by H. Mahmoodi
پس با اتخاذ این استراتژی ما از خاصیت به ایده و کانسپت و بعد طراحی فرم و حجم و سازماندهی فضاها میرسیم.
ما کلیدواژهها و موضوعاتی را که پتانسیل تبدیل شدن به پیام ، خاصیت، حس یا مفهوم را دارند را گردآوری کرده ایم و در نسل جدید پروژه ها از آنها استفاده کردیم. تعدادی از این موضوعات عبارتند از:
مهرورزانه، با ابهت، بومآور، نوآور، اصیل، میخکوبکننده، رقصگونه، خاطرهسازی یا خاطرهپردازی، بازخوانی از اعصار(تاریخ) و بازنمایی به زبان امروزی و برای اینجا، اسطوره مانند، شناور، مرز شکن و غیره.

ما با وسعت نظر و تدوین این مجموعه که از دل تبارشناسی ایدهها و اجزا و عناصر و سبک ها بیرون آمده است، میتوانیم "توانمندی دمونتاژ پروژه" را به "عناصر کلیدی و بنیادین" ایجاد نماییم و "بازمونتاژی جدید از عناصر در قامت معماری" با خاصیتی که میخواهیم را خلق کنیم. حالا این شخصیت جدید میتواند با لحن بومی و ایرانی و پژواک فرامنطقهای باشد.
همچنین ما در گروه تالارساز تلاش میکنیم یک دستگاه تولید ایده و فرم را با ایجاد چند طیف و حرکت دادن فرم و فضا به سمت یکی از رئوس هر طیف را ایجاد نماییم.
این { حالتها-گونهها-پیامها- خاصیتها یا عناوین} گاهی متضاد و گاهی همگرا هستند. این طیفها عبارتند از:
بین لمللی.....بوم گرایانه، سبکی.....سنگینی، قاطع و مستحکم ..... شناور و معلق، خالص و اقلیدسی......ریز دانه و نفوذ پذیر، انتزاعی و آبستره.........مجسمه گون و تندیس گرایانه، مدگرا و ترند.......پایدار و اصیل، تاویل و بازنمایی از تاریخ......آینده گرایی، مشخص و قطعی......تعمیم پذیر و تغییر یابنده، نفیس و گران قیمت........ اقتصادی (اکونومیک) یا پریمیوم.
تغییر دادن "نقطه انتخاب شده روی طیف" ها برای فرم و فضاها (استراتژی، برنامه، کانسپت، ایده و طراحی) را مشخص مینماید.
بنابراین در رفت و برگشت، دِولُپ کردن (تکمیل کردن) طرح و مشورت با کارفرما (در سنجش نتایج و طرح ها) امکان تغییر تنظیمات وجود خواهد داشت تا پروژه به دستاوردهایش برسد. این فرایند به نوشتن سناریوی یک فیلم یا تالیف یک داستان شباهت دارد. بهرام شیردل(معمار مولف ایران) مگوید: حرفه ای ها از آخر شروع میکنند و به اول میآیند و آماتورها از اول شروع میکنند و به آخر میروند.
خاصیت و اثربخشی فضا (آخر کار) مشخص کننده مسیر (مسیر از ایده تا طرح و اجرا) خواهد بود.

Design by H. Mahmoodi

Design by H. Mahmoodi
با توجه به "شرایط متغییر" در اقتصاد و بازار ایران برنامه منعطف و معماری پایدار و جلوتر از زمان خود، ریسک سرمایه گذاری بایستی موضوع مهمی در تصمیمها باشد. در واقع ما در نقش معمار چند قدم عقب تر میایستیم و از دورتر (اقتصاد-آیندهپژوهی، تغییرات احتمالی در برنامه بهرهبرداری، پشت صحنه کسب و کار، تعمیر و نگه داری و دوران بهره برداری ) را با یک ترکیب منسجم و در هم تافته در کانون تارگت قرار میدهیم. در این روزگار عجیب و غریب یک "کارآفرین" که باعث میشود تعدادی خانواده (پرسنل و کارکنان تالار) سر یک سفره باشد، قابل تحسین واحترام است و انصافا همه باید او را تشویق کنند.
پایان
|